تبليغاتX
هما سعادت

هما سعادت

 

سرکه

 

 

سرکه ، مایع ترشی است که از اکسید شدن اتانول موجود در آب سیب ، ماء الشعیر و موادی از این قبیل بدست می‌آید. معمولاً 3 تا 5 درصد از حجم سرکه‌ها، اسید سیتریک می‌باشد. البته سرکه‌های طبیعی، اسید تارتریک و اسید سیتریک کمتری دارند.

 

 

تولید سرکه

معمولاً با اضافه نمودن مادر سرکه به آب سیب یا امثال آن ، سرکه تهیه می‌کنند. عمل اکسید شدن را باکتری اسید استیک انجام می‌دهد. این باکتری در سال 1864 میلادی توسط لویی پاستور کشف شد.

استفاده از سرکه در پخت و پز

برای طعم و مزه دادن به انواع غذاها از سرکه بعنوان نوعی چاشنی استفاده می‌کنند. در تهیه انواع ترشی هم این ماده بسیار کاربرد دارد.

سرکه مالت

این نوع سرکه را با مالت کردن جو درست می‌کنند. در فرایند مالت کردن ، نشاسته موجود در دانه جو به قند تبدیل می‌شود. سپس از این قند ، آب جو پدید می‌آید که با گذشت زمان ، این ماده تبدیل به سرکه می‌شود. روشی دیگر ، استفاده از محلول 4 ـ 8 درصدی اسید استیک است که با استفاده از کارامل ، آن را رنگی کرده اند.

مردمان آمریکایی و انگلیسی معمولاً از سرکه مالت همراه با غذای ماهی و سیب زمینی سرخ کرده استفاده می‌کنند.

 

سرکه سفید

این نوع سرکه را با تقطیر سرکه مالت تهیه می‌کنند. البته می‌توان آن را تنها با مخلوط نمودن اسید استیک با آب هم تهیه نمود.

سرکه حنایی رنگ

این نوع سرکه بسیار معطر است که مواد تشکیل دهنده آن را باید مدت زیادی بگذارند بماند تا این نوع سرکه تولید شود. سرکه حنایی رنگ در کشور ایتالیا تهیه می‌شود.

سرکه برنج

مردمان ژاپن دوست دارند که سرکه خود را با برنج تهیه کنند. این سرکه ، خوشمزه است و با انواع غذاها مصرف می‌شود. سرکه برنج از تخمیر شراب برنج که مردم ژاپن از آن استفاده می‌کنند، تهیه می‌شود و مزه غذا را دلچسب‌تر می‌کند. رنگ آن طلایی است و نسبت به سرکه‌های اروپایی ، طعم ملایم‌تری دارد.

خاصیت پاک‌کنندگی

سرکه ، نوعی ماده پاک کننده خنثی و ارزان قیمت است که به محیط زیست هم هیچ آسیبی نمی‌رساند (بر خلاف برخی مواد پاک کننده). معمولاً از سرکه سفید برای پاک کردن استفاده می‌شود. برای مثال ، مخلوط آب و سرکه (یک قسمت سرکه و چهار قسمت آب) قادر است تا شیشه‌های پنجره را بخوبی تمیز کند. اگر احساس می‌کنید که پس از تمیز کردن شیشه‌ها با سرکه ، شیشه‌ها چرب شده‌اند، نصف قاشق غذاخوری صابون مایع به مخلوط اضافه کنید. این صابون مایع ، هر گونه لک و چربی شیشه را از بین می‌برد.

لوله ها را می‌توان با استفاده از مخلوط سرکه سفید و جوش شیرین تمیز کرد. پس از مدت زمان معین ، چند گالن آب داخل لوله بریزید تا اثر سرکه و جوش شیرین کاملاً از بین برود.

مصارف دارویی

از سرکه در کشور چین بعنوان نوعی داروی خانگی استفاده می‌شود. معمولاً سرکه را برای جلوگیری از پخش ویروس سارس و ذات الریه مورد مصرف قرار می‌دهند. بنابراین سرکه خاصیت ضد ویروسی دارد. همان طور که می‌دانید، هیدروژن ، برای نابود کردن باکتری و ویروس‌های مواد غذایی پیش از نگهداری غذا در یخچال به کار می‌رود. برای تهیه اسپری‌هایی که بمنظور کنترل بیماری ذات الریه ، معمولاً در قاره آسیا مورد استفاده قرار می‌گیرند، 5 درصد اسید استیک و 3 درصد هیدروژن را با هم مخلوط می‌کنند.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت   توسط هما سعادت  | 

ابرها می بارند

 

وزمین خیس است خیس

 

چترهادرزیر باران باز است

 

همه خوشحالند

دل من از همه دنیا غمگین

 

آرام می آیم تا که گیرم آرام

 

چتر من در خانه،من نمی خواهم چتر

سایه ای می خواهم

 

که به آن تکیه کنم و خدا رابه دلم یاد کنم

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت   توسط هما سعادت  | 

نام گذاری ترکیبهای معدنی
نامگذاری ترکیبهای دوتائی : ترکیبهای دوتائی موادی هستند که تنها از دو نوع عنصر تشکیل شده اند.

 


نامگذاری ترکیبهای دوتائی اکسیژن دار
از ترکیب عنصرها با اکسیژن ترکیب دوتائی به نام اکسید تولید می شود.
اکسیدهای فلزی : برای نامگذاری اکسیدهای فلزی، اول نام فلز و سپس کلمه اکسید را می آورند. برای نوشتن فرمول آنها نیز ابتدا از سمت چپ نماد شیمیائی فلز، سپس عنصر اکسیژن را نوشته و ظرفیت فلز را به اکسیژن و ظرفیت اکسیژن را به فلز می دهند.
آلومینیم اکسید       Al2O3
اگر ظرفیتها قابل ساده شدن باشند آنها را ساده می کنند.
منگنز(IV) اکسید        Mn2O4           MnO2
هرگاه از ترکیب فلزی با اکسیژن دو نوع اکسید تولید شود ( فلز بیش دو نوع کاتیون داشته باشد ) برای نامگذاری و متمایز نمودن این گونه ترکیبها بعد از نام فلز، ظرفیت فلز را با عدد رومی داخل پرانتز می نویسند.      
آهن ( II ) اکسید     FeO             آهن ( III ) اکسید         Fe2O3
روش دیگری نیز برای نامیدن این گونه اکسیدها وجود دارد. نام فلز ( یا ریشه فلز ) را به لاتین گفته و برای ظرفیت کوچک پسوند ( او ) و برای ظرفیت بزرگ پسوند ( یک ) می افزایند.
فرو اکسید       FeO              فریک اکسید       Fe2O3



اکسیدهای نافلزی : برای نامگذاری اکسیدهای نافلزی، قبل از نام نافلز تعداد آن و قبل از کلمه اکسید نیز تعداد آن با پیشوند لاتین مشخص می شود.        
گوگرد تری اکسید            SO3                  گوگرد دی اکسید          SO2
نکته : اگر تعداد نافلز یا اکسیژن یک بود استفاده از مونو الزامی نیست.
نکته : در اکسیدهای نمکی، اکسیدهای که از ترکیب دو اکسید یک فلز ( با ظرفیت کوچک و بزرگ ) بدست می آیند، روش نامگذاری استفاده از پیشوندهای لاتین است.
تری آهن تتراکسید  Fe3O4 ( FeO , Fe2O3 )        تری سرب تتراکسید Pb3O4 PbO , PbO2 ) )
پراکسیدها : اکسیدهای گروه اول و دوم جدول تناوبی با اکسیژن خالص به پراکسید تبدیل می شوند.
سدیم پراکسید   Na2O2                    باریم پراکسید   BaO2
فرمول کلی پراکسیدهای گروه اول جدول تناوبی به صورت  M2O2 و گروه دوم جدول تناوبی به صورت  MO2 می باشد.
اکسیدهای که در فرمول شیمیائی آنها دو اتم اکسیژن وجود دارد و فلز در آن چهار ظرفیتی است، دی اکسید نامیده می شوند. ( با پراکسید اشتباه نشوند )
منگنز(IV) اکسید  یا  منگنز دی اکسید  MnO2          سرب(IV ) اکسید  یا  سرب دی اکسید   PbO2
ترکیبهای دوتائی هیدروژن دار
هیدروژن می تواند با فلزها و نافلزها ترکیب شده و تولید ترکیب دوتائی کند. از ترکیب هیدروژن با فلزها موادی به نام هیدرید تولید می شود. برای نامیدن این مواد ابتدا نام فلز و سپس کلمه هیدرید را می آورند.
سدیم هیدرید    NaH                کلسیم هیدرید    CaH2
برای نامگذاری ترکیب هیدروژن با نافلزها ابتدا کلمه هیدروژن و سپس نام آنیونی نافلز ( نافلز با پسوند  ید ) نوشته می شود.
هیدروژن کلرید     HCl           هیدروژن فسفید     PH3
در برخی ترکیبهای دوتائی هیدروژن با نافلز ، نام قدیمی متداول است.
متان    CH4            آمونیاک    NH3           آب    H2O
ترکیبهای دوتائی بدون اکسیژن و هیدروژن
این سری از ترکیبهای دوتائی از ترکیب فلز و نافلز و یا از ترکیب دو نافلز با هم به وجود می آیند. برای نوشتن فرمول شیمیائی و نامگذاری این ترکیبها به صورت زیر عمل می کنیم.
ترکیب فلز و نافلز : در فرمول نویسی در سمت چپ نماد فلز و در سمت راست نماد نافلز را می نویسیم و برای نامگذاری ابتدا نام فلز و سپس نام آنیونی نافلز را می نویسیم.
سدیم کلرید      NaCl           منیزیم نیترید        Mg3N2          سدیم فسفید    Na3P
هر گاه فلز از دو نوع ظرفیت استفاده کند، پس از نوشتن نام فلز ظرفیت آن را با اعداد رومی مشخص می کنیم.    
کروم(II) کلرید       CrCl2                  کروم(III) کلرید        CrcL3
ترکیب دو نافلز : در ترکیب دو نافلز با یکدیگر برای نوشتن فرمول شیمیائی ترکیب نافلز الکترونگاتیوتر در سمت چپ نوشته می شود و برای نامگذاری ابتدا تعداد و نام نافلز الکترونگاتیوتر و سپس تعداد و نام آنیونی نافلز دیگر نوشته می شود.
فسفر تری کلرید     PCl5          ید پنتا فلوئورید    IF7          گوگرد تتراکسید      SF4
نکته : هر گاه اتم نافلز در سمت راست فرمول شیمیائی قرار گیرد نام آنیونی آن  نوشته می شود. ( نام یا ریشه نافلز با پسوند " ید "

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت   توسط هما سعادت  | 

 

کربوهیدرات

 

 

کربوهیدراتها دسته‌ای از ترکیبات شیمیایی طبیعی بسیار مهم از مواد تشکیل دهنده گیاهان ، گلها ، سبزیجات و درختان هستند. به علاوه کربوهیدراتها به عنوان سیستم منبع ذخیره انرژی عمل می‌کنند، آنها به آب ، کربن دی‌اکسید و گرما یا سایر انواع انرژی متابولیزه می‌شوند.

 

 

کربوهیدراتها ، منبع مهم غذایی

بدین ترتیب کربوهیدراتها ، منبع مهم غذایی‌اند. کربوهیدراتها همچنین به عنوان واحدهای سازنده چربیها و نوکلئیک اسیدها عمل می‌کنند. سلولز ، نشاسته و قند معمولی ، کربوهیدرات می‌باشند. از آنجا که این ترکیبات چندین گروه عاملی دارند به چند عاملی موسومند. مانند گلوکزC6(H2O)n و بسیاری از اجزا سازنده ساده ، کربوهیدراتهای پیچیده دارای فرمول عمومی  Cn(H2O)n هستند.

نام و ساختار کربوهیدراتها

ساده‌ترین کربوهیدراتها ، قندها یا ساکاریدها هستند. با افزایش طول زنجیر ، تعداد کربنهای با مراکز فضایی افزایش می‌یابند و بدین ترتیب تعداد زیادی دیاسترومر امکانپذیر می‌شوند. خوشبختانه برای شیمیدانها عمدتا یکی از چند انانیتومر امکانپذیر ، اهمیت دارد. قندها ترکیبات پلی هیدروکسی کربونیل‌اند، از این رو می‌توانند همی استالهای حلقوی پایداری ایجاد کنند ، بدین ترتیب ساختارهای اضافی و تنوع شیمیایی برای این ترکیبات پدید می‌آید.

 

طبقه بندی قندها

کربوهیدراتها نام عمومی قندهای منومری (منوساکاریدها( ، دی‌مری )دی‌ساکاریدها( ، تریمری )تری‌ساکاریدها( ، الیگومری )الیگوساکاریدها) و پلیمری )پلی‌ساکاریدها) بدست آمده از قند (ساکاروم ، لاتین قند) می‌باشند. یک منوساکارید یا قند ساده ، یک آلدئید یا کتونی با حداقل دو گروه هیدروکسیل است. بدین ترتیب دو عضو ساده این طبقه از ترکیبات ، 2 و 3 - دی هیدروکسی پروپانال (گلیسرآلدئید) ، 1 و 3 - دی هیدروکسی پروپانون (1 و 3 - دی هیدروکسی استون) می‌باشند.

قندهای پیچیده از اتصال قندهای ساده همراه با حذف آب بدست می‌آیند. قندهای آلدئیدی بصورت آلدوزها طبقه بندی می‌شوند. آنهایی که عامل کتونی دارند، کتوز خوانده می‌شوند. بر اساس طول زنجیر ، قندها ، تریوز 3) کربنی( ، تتروز 4) کربنی( ، پنتوز 5) کربنی( ، هگزوز 6) کربنی) و غیره نامیده می‌شوند. از اینرو ، 2 و 3 - دی هیدروکسی پروپانول (گلیسرآلدئید) یک آلدوتریوز است. در حالی که 1 و 3 - دی هیدروکسی پروپانون یک کتوتریوز می‌باشد.

گلوکز

گلوکز ، قند خون یا قند انگور (گلایکیس ، در فرهنگ یونانی به معنی شیرین) که به دکستروز موسوم است، یک پنتاهیدروکسی هگزانال بوده ، از اینرو در خانواده آلدوزهگزوزها جای دارد. گلوکز بصورت طبیعی در بسیاری از میوه‌ها و گیاهان با غلظتی در گستره %0.08 تا 0.1% در خون انسان وجود دارد.

فروکتوز

ایزومر کتوهگزوزی گلوکز ، فروکتوز است. فروکتوز شیرین‌ترین قند طبیعی است (برخی از قندهای سنتزی شیرین‌ترند). فروکتوز نیز در بسیاری از میوه‌ها (فروکتوز در فرهنگ لاتین به معنی میوه) و در عسل وجود دارد.

ریبوز

قند طبیعی مهم دیگر آلدوپنتزو ریبوز است. این قند واحد ساختاری ریبونوکلئیک اسیدها می‌باشد. فرمول ساده یا تجربی برای همه قندها Cn(H2O)n می‌باشد. این فرمول ، هم ارز فرمول هیدرات کربن است. این یکی از دلایلی است که به این دسته از ترکیبات کربوهیدرات گفته می‌شود.

 

دی‌ساکاریدها و پلی‌ساکاریدها

دی‌ساکارید از تشکیل دو مونوساکارید از طریق تشکیل یک پل اتری (معمول استال) بدست می‌آید. هیدرولیز دی‌ساکاریدها ، منوساکاریدها را دوباره بدست می‌دهد. تشکیل اتر بین یک منو و یک دی‌ساکارید یک تری‌ساکارید ایجاد می‌کند و تکرار این فرآیند نهایتا به تولید یک پلیمر طبیعی (پلی‌ساکارید) منجر می‌شود. چنین کربوهیدراتهای پلیمری ، تشکیل‌دهنده اسکلت اصلی سلولز و نشاسته هستند.

فعالیت نوری قندها

به استثناء 1 و 3 - دی‌هیدروکسی- پروپانون ، همه قندهایی که تاکنون ذکر شده‌اند، حداقل حاوی یک مرکز فضایی‌اند. ساده‌ترین قند کایرال ، 3 و 2 - دی‌هیدروکسی پروپانون (گلیسرآلدئید) با یک کربن نامتقارن است. فرم راست‌بر آن R است، به صورتی که در طرحهای فیشر مولکول نشان داده می‌شود، انانتیومر چپ‌بر آن ، S می‌باشد.

گر چه نامگذاری S و R برای نامیدن قندها کاملا رضایت بخش است، اما سیستم نامگذاری قدیمی هنوز بکار گرفته می‌شود. این سیستم نامگذاری ، قبل از تدوین پیکربندی مطلق قندها متداول بوده ، همه قندها را به 2 و 3 - دی‌هیدروکسی پروپانال (گلیسرآلدئید) مرتبط می‌سازد. در این روش بجای استفاده از S و R از پیشوند D برای انانتیومر (+) وL برای انانتیومر (-) گلیسرآلدئید استفاده می‌شود.

قندها ، تشکیل‌دهنده همی‌استالهای درون مولکولی

قندها ترکیبات هیدروکسی کربونیل‌اند و بایستی قادر به تشکیل درون مولکولی همی استال باشند. در واقع گلوکز و سایر هگزوزها و پنتوزها به صورت مخلوط در حال تعادل با ایزومرهای حلقوی همی‌استال خود هستند. در این مخلوط در حال تعادل ، ایزومر حلقوی همی‌استال برتر است. در اصل هر یک از پنج گروه هیدروکسی می‌توانند به گروه کربونیل آلدئید افزوده شوند. اما گرچه حلقه‌های پنج ضلعی نیز شناخته شده هستند، حلقه‌های شش ضلعی معمولا محصول برتر می‌باشند.

گسستگی اکسایشی قندها

واکنشگری که باعث شکستن پیوند C-C می‌شود، پریدیک اسید (HIO4) است. این ترکیب دی‌الهای مجاور را اکسایش کرده ، ترکیبات کربونیل ایجاد می‌شوند. از آنجا که اغلب قندها چندین دی‌ال مجاور دارند، اکسایش با HIO4مخلوط پیچیده‌ای ایجاد می‌کند. مقدار کافی از اکسنده ، زنجیر قند را بطور کامل به ترکیبات یک کربنی تبدیل می‌کند.

از این روش برای شناسایی ساختار قندها استفاده می‌شود. مثلا از مجاورت گلوکز با 5 اکی والان HIO4، پنج اکی والان فرمی اسید و 1 اکی والان فرمالدئید بدست می‌آیند. در اکسایش فروکتوز ایزومری نیز همان مقدار عامل اکسنده مصرف شده، اما محصولات ، 3 اکی والان اسید ، 2 اکی والان آلدئید و یک اکی والان دی‌اکسید هستند.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت   توسط هما سعادت  | 

صابون مقدمه صنعت صابون‌سازی ، ریشه در بیش از 2000 سال گذشته دارد. در حفاری‌های بمبئی یک کارخانه صابون‌سازی پیدا شده است. با این‌حال ، در میان بسیاری از صنایع شیمیایی ، هیچکدام همانند صنایع صابون‌سازی چنین تغییرات بنیادی در مواد اولیه شیمیایی خود تجربه نکرده‌اند. معمولا پذیرفته شده است که مصرف سرانه صابون نشان‌دهنده سطح زندگی افراد هر کشوری است. تاریخچه صابون در واقع ، هیچ‌گاه کشف نشده، بلکه بتدریج از مواد خام قلیایی و چربی‌ها تحول یافته است. پلینی پدر ، ساخت صابون‌های نرم وسخت را در قرن اول شرح داده است، ولی تا قرن سیزدهم هیچ‌گاه صابون بمقدار کافی بطوری که بتوان به آن صنعت گفت، تولید نشد. تا اوایل دهه 1800 باور بر این بود که صابون مخلوطی مکانیکی از چربی و قلیاست. سپس شورول ، شیمیدان فرانسوی ، نشان داد که تشکیل صابون در واقع یک واکنش شیمیایی است. دومنیه ، کارهای وی را در زمینه بازیابی گلسیرین از مخلوطهای صابونی‌شده کامل کرد. تا پیش از کشف مهم لوبلان در زمینه تولید ارزان قیمت کربنات سدیم از کلرید سدیم ، نیاز به قلیا از طریق خیساندن خاکستر چوب‌ها یا تبخیر آبهایی مانند رودخانه نیل که بطور طبیعی قلیایی‌اند تامین می‌شد. صابون چیست؟ صابون از نمکهای سدیم یا پتاسیم اسیدهای چرب گوناگون تشکیل شده است. طی هزاران سال مصرف صابون روبه فزونی گذاشت تا ساخت آن برای راحتی و بهداشت بشر متمدن ضرورتی صنعتی یافت. مواد اولیه صابون پیه ، ماده چرب اصلی در صابون‌سازی است. مقدار پیه مصرفی ، حدود سه‌چهارم کل روغن‌ها و چربی‌های مصرفی صنایع صابون‌سازی است و مخلوطی است از گلیسریدهایی که از آب کردن چربی جامد گاوی با بخار بدست می‌آید. این چربی جامد با بخار ، گوارش می‌شود و پیه روی آب تشکیل می‌گردد، بطوری که به راحتی می‌توان آنرا از روی آب جمع آوری کرد. بمنظور افزایش انحلال‌پذیری صابون پیه را معمولا در داخل ظرف صابون‌سازی یا ظرف آبکافت با روغن نارگیل مخلوط می‌کنند. روغن دنبه (حدود 20 درصد) دومین ماده اولیه مهم در صابون‌سازی است. این روغن که منبع مهمی از گلیسریدهای چرب است، از حیوانات کوچک اهلی بدست می‌آید. تصفیه روغن از طریق آب کردن با بخار یا استخراج با حلال انجام می‌گیرد و اغلب بدون اختلاط با سایر چربی‌ها مخلوط می‌شود. صابون مرغوب در برخی موارد به جای این روغن‌ها ، طی عملیاتی اسیدهای چرب آنها را استخراج و در صابون استفاده می کنند. روغن نارگیل از مدتها پیش حایز اهمیت بوده است. صابون روغن نارگیل سخت است و بخوبی کف می‌کند. این روغن حاوی نسبتهای زیادی از گلیسریدهای بسیار مطلوب اسید لاریک و اسید میرسیتیک است. موضوع: روش تهیه صابون از نظر تئوری، می‌توان از واکنش هر نوع روغن یا چربی با هیدروکسیدسدیم یا پتاسیم، صابون درست کرد. شما هم می‌توانید از چربی های حیوانی یا روغن های گیاهی (مثل روغن نارگیل) استفاده کنید. ساختن صابون هم مانند تمام واکنش های شیمیایی دیگر است. کیفیت صابونی که درست می‌کنید به خلوص مواد اولیه، شرایط واکنش و دقت شما در انجام آزمایش وابسته است. در این فعالیت می‌خواهیم تا با استفاده از مخلوط روغن نارگیل و روغن زیتون و واکنش دادن آن با هیدروکسید سدیم (سود سوزآور) یک صابون جدید بسازیم. می‌توانید با خیال راحت دستان خودتان را با این صابون بشویید، چون گلیسیرین تولید شده در واکنش (به عنوان یک محصول فرعی واکنش صابون سازی) در صابون باقی می‌ماند. گلیسیرین نرم کننده پوست است. آزمایش حدودا سه ساعت طول می‌کشد، اما باید چهار تا شش هفته صبر کنید تا بتوانید از صابون استفاده کنید. مواد لازم: برای درست کردن 250 گرم صابون، لازم است تا مواد زیر را تهیه کنید: 32 گرم سود سوزآور (هیدروکسید سدیم) جامد 125 گرم روغن نباتی 55 گرم روغن زیتون خالص 55 گرم روغن نارگیل 100 میلی لیتر آب مقطر یا آب باران (از آب لوله کشی استفاده نکنید). 5 گرم آبلیمو یا اسانس برای معطر کردن صابون عینک آزمایشگاه دستکش پلاستیکی پیش بند پارچه ای (نه نایلونی) پیمانه پلاستیکی یا شیشه ای دو ظرف شیشه ای مقاوم در برابر حرارت به حجم یک لیتر دو قاشق غذاخوری پلاستیکی (یکی برای روغن و یکی برای محلول هیدروکسید سدیم) دماسنج (صفر تا 100 درجه سانتی گراد) قالب روزنامه این مواد را می‌توانید از مغازه های مواد شیمیایی یا مواد غذایی تهیه کنید. قبل از شروع کار، حتما به موارد زیر توجه کنید: - حتما از دستکش و عینک ایمنی استفاده کنید. پیش بند را هم ببندید که وقتی محلول داغ پلق پلق می‌کند، روی لباستان نریزد. - پیش از اینکه درب ظرف حاوی هیدروکسید سدیم را باز کنید، توصیه های ایمنی روی آن را کاملا مطالعه کنید. هیدروکسید سدیم یک قلیای قوی است و در صورت تماس با پوست، آن را می‌سوزاند. علاوه بر این، به بیشتر ظرف های آشپزخانه نیز صدمه می‌زند. اگر سود روی پوستتان ریخت، تا زمانی که دیگر احساس نکنید پوستتان صابونی است، آن را با آب بشویید. - اگر با چشمتان تماس پیدا کرد، سریعا چشم را با آب سرد بشویید، و فورا به پزشک مراجعه کنید. - اگر با دهانتان تماس پیدا کرد، آن را با آب بشویید و این کار را تا زمانی که طعم ناخوشایند آن برطرف شود، ادامه دهید. - هرگز از ظرف آلومینیومی یا روی استفاده نکنید، چون با سود سوزآور واکنش می‌دهند. - یک ظرف بزرگ پر از آب سرد پیش خود نگهدارید، تا در صورت وقوع حادثه از آن استفاده کنید. - موقع کار چیزی نخورید و نیاشامید. کودکان را از محل انجام آزمایش دور نگهدارید و مواد شیمیایی را در دسترس آنها قرار ندهید. - در محیطی کار کنید که هوا جریان داشته باشد تا بخارات مواد شیمیایی را تنفس نکنید. روند کار: ابتدا دستکش را دست کنید و پیش بند و عینک را ببندید. 1 - توصیه می‌کنیم این مرحله را در فضای باز انجام دهید. 200 میلی لیتر آب مقطر سرد را در یکی از ظرف‌ها بریزید و سود را به آرامی و در حالی که محلول را هم می‌زنید، به آن بیفزایید. هیچ وقت آب را روی سود نریزید. به هیچ وجه بخارات ناشی از هم زدن را تنفس نکنید. دمای محلول به تدریج بالا می‌رود و تمام سود در آب حل میشود. صبر کنید تا محلول خنک شود و دمای آن به 45 درجه سانتی گراد برسد. 2 - سپس روغن نباتی، روغن زیتون و روغن نارگیل را وزن کنید و در ظرف دوم بریزید. ظرف را در آب گرم بگذارید تا کم کم گرم شود و دمای آن به 45 درجه سانتی گراد برسد. دقت کنید که دما از 50 درجه سانتی گراد بالاتر نرود. 3 - وقتی دمای هر دو ظرف در حدود 45 درجه سانتی گراد بود، به آرامی محلول هیدروکسید سدیم را به روغنها اضافه کنید. مخلوط را با یک قاشق به مدت 15 دقیقه به خوبی هم بزنید. 4 - پیشرفت واکنش به زمان احتیاج دارد. درست کردن صابون از بعضی روغنها ممکن است چند هفته طول بکشد، اما به هر حال بعد از 5 الی 10 دقیقه متوجه یک سری تغییرات خواهید شد. مخلوط کم کم غلیظ می‌شود. محلول را به آرامی به هم بزنید. این کار را به مدت 5 دقیقه ادامه دهید و سپس در 15 دقیقه آن را به حال خود بگذارید. این سیر را به همین شکل ادامه دهید. پس از گذشت حدود یک ساعت مخلوط مانند فرنی غلیظ می‌شود. ممکن است فکر کنید این که مثل آشپزی بود، اما در واقع شما یک آزمایش شیمیایی انجام داده اید. با پیشرفت واکنش، روغن و چربی با سود واکنش می‌دهد و گرما تولید می‌کند. حرارت باعث تبخیر آب می‌شود و صابون به تدریج سفت می‌شود. 5 - اگر می‌خواهید صابون بوی خوبی داشته باشد، اسانس یا آبلیمو را در این مرحله به آن اضافه کنید. 6 - محتوای ظرف را در قالب بریزید و آن را در محل گرم و خشکی قرار دهید. 7 - محل کار خود را تمیز کنید و ظرفها را با محلول آب صابون داغ بشویید. 8 - بعد از گذشت حدودا یک هفته، صابون به اندازه کافی سفت می‌شود و می‌توانید آن را از قالب جدا کنید. برای این کار از دستکش استفاده کنید، چون هنوز مقداری از سود که در واکنش شرکت نکرده است، داخل صابون وجود دارد. برای اینکه بتوانید از صابون استفاده کنید باید دو یا سه هفته دیگر صبر کنید. صابون را روی روزنامه بگذارید و آن را در هوای باز و در محلی با دمای 20 تا 25 درجه سانتی گراد قرار دهید، تا واکنش به طور کامل انجام شود. هر چه بیشتر صبر کنید، صابون بهتری خواهید داشت. تا زمانی که مطمئن نشده اید کل سود مصرف شده، از صابون استفاده نکنید! حتی وقتی مطمئن شدید از آن برای شستن صورت استفاده نکنید، اما می‌توانید دستهایتان را با آن بشویید. اگر دوست داشته باشید، می‌توانید روغنهای مختلف را امتحان کنید. تغییر دادن زمان واکنش هم کار هیجان انگیزی است. اگر به صابونتان رنگ خوراکی بزنید، ظاهر بهتری پیدا می‌کند. کار شیمی دانها هم شبیه کار شماست. آنها هم مواد اولیه و شرایط مختلف واکنش را امتحان می‌کنند تا به نتیجه ای که می‌خواهند، برسند.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت   توسط هما سعادت  | 

چند تاعکس از بازیگران امپراتور دریا براتون میذارم ببینید و لذت ببرید

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم تیر 1387ساعت   توسط هما سعادت  | 

برگشت افشین قطبی را به همه ی پرسپولیسی ها تبریک می گویم
+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت   توسط هما سعادت  | 

فرزاد تو همين قدرمذهبي  هستي   که به نظر مي رسد يا يک مجري هستي که به بهترين نحو

سفارشات انجام شده از سوي تهيه کننده و مديران شبکه را انجام مي دهي؟


من واقعا همين قدر مذهبي هستم که مي بينيد. تظاهري در کار نيست. من آن چيزي را مي  گويم که بهش اعتقاد

دارم. قسم مي خورم که تا با حال هرگز و هرگز يک جمله سفارشي در برنامه ام نگفته ام، هر چند به هر حال کار در

تلويزيون چهارچوب و قواعد خاص خودش را دارد که من نمي توانم از آنها تخطي کنم.


  خب، اگر حرفت را قبول کنيم بايد بگويم پس بدشانسي آورده اي، چون در متر و معيار تماشاگران به

خصوص روشنفکران، اين نوع کلمات و اجرا با اين تيپ و قيافه سازگار نيست.

ببين من بچه خاني آبادم. کوچه قندي. نزديکي بستني آقا رضا. از يک خانواده کاملا مذهبي. به خصوص مادرم که به

شدت مذهبي بود. من در دل فرهنگ آن حوزه و آن دوران بزرگ شدم. به عنوان مثال بزرگ ترين عشق دوران کودکي من

 حضرت امام بود. من از همان بچگي عکس هاي امام را جمع مي کردم و موثرترين شيوه براي ساکت کردن من، اهداي

عکس امام بود. الان هم آرشيو کامل عکس هاي امام را دارم. وقتي در 11-12 سالگي شاگرد اول شدم، جايزه اي که

پدرم برايم خريد يک دوره کامل سيماي نور بود که به عکس هاي امام اختصاص داشت. حتي يک بار يکي از اقوام،   يک

 عبا برايم  خريد تا من از کودکي بيشتر و بهتر بتوانم حرکات امام را انجام دهم.


  اما...


اما چي... من چي کار کنم که فلان متولد 65 از من مي پرسد که آقاي حسني واقعا امام را اين قدر دوست داري؟! من

چي را بايد ثابت کنم؟ من با درس هاي قرآن قرائتي بزرگ شدم. مسئله من دعاي کميل آيت الله دستغيب بود. مسئله

نوجواني من، شهادت آيت الله قدوسي بود، من با اين چيزها بزرگ شدم، حالا بايد چه چيز را به چه کسي ثابت کنم؟


  در آن خانواده مذهبي، مثلا مي توانستي موسيقي گوش بدهي؟


نه، در خانه ما موسيقي نبود، تا مدت ها. اولين کاست موسيقي که به خانه ما راه يافت، نهانخانه دل با صداي بيژن

بيژني بود و بعدش هم شور عشق افتخاري.


  اما تو الان يک ترانه سراي حرفه اي هستي. پس چگونه به ترانه گفتن علاقه مند شدي؟


اولين ترانه اي که شنيدم در خانه دايي ام بود. از يک خواننده پاپ قديمي. هنوز هم شعر و  آهنگش را حفظ هستم: به

چه جرمي، چه گناهي، تو مرا سوزوندي.

..
  پس آخر تغذيه فرهنگي تو چي بود؟


همه آن چيزهايي که در اوايل دهه 60 در اين مملکت در دسترس بود. من يک روزنامه خوان حرفه اي بودم. تا پايان

دبيرستان روزي چهار تا پنج ساعت روزنامه و مجله مي خواندم. همه چيز از اطلاعات هفتگي و پاورقي هايش بگير تا

نشريات طنز هفتگي. فکاهيون، طنز و کاريکاتور، دوره هاي قديمي مجله  بهلول، من حتي مجله صف را هم مي خريدم.

(مجله ارگان ارتش!) اما حس موسيقيايي و ميل به ترانه، نه با کاست هاي موسيقي پاپ که با نوارهاي قصه بارور شد

 

که آن سال ها بزرگ ترين تفريح کودکان بود. نوار قصه هاي شرکت 48 داستان و يا بيتا. تمام کودکي من با صداي اين

نوار ها پر شده است. عليمردان خان، جن پينه دوز، گربه هاي اشرافي، سيندرلا، سندباد، پينوکيو. من به آوازهايشان

گوش مي دادم و با آنها بزرگ مي شدم. کارهاي درخشاني بود. هنوز هم بسياري از آوازها را حفظ هستم. (چند تايي

از آنها را مي خواند.)


  تسلطت بر احاديث و روايات را از کجا آوردي؟


خب، اين هم ادامه همان ماجراست. يکي از بزرگ ترين مشغوليت  هاي من، خواندن رساله است. از آن سو عاشق

حديث هستم. احاديث را مي خوانم و حفظ مي کنم و به  آنها فکر مي کنم. در سه سال برنامه کوله پشتي، 95 درصد

موضوعاتم را از احاديث انتخاب کردم.


  مي داني مشکل اينجاست که اين دلبستگي عميق مذهبي با چهره ات سازگار نيست!


اين مشکل من است اما تقصيري ندارم. من همين هستم که مي بينيد. يکي از دوستان روشنفکرم مي گفت تو آدم

تحصيل کرده اي هستي، چرا اين قدر برنامه هايت را با «قال» شروع مي کني، به جايش از کانت و همينگوي نقل قول

بيار. من چه جوري بگويم که حرفي از همينگوي و کانت را قبول دارم که با آن احاديث منطبق باشد. نه برعکس!


  متون عربي را خيلي سليس روايت مي کني.


باز هم اين به عشق کودکي من برمي گردد. در تابستان ها وقتي هم سن و سال هاي من مي رفتند کلاس

انگليسي، من کلاس عربي مي رفتم. جامع المقدمات را هم کامل خوانده ام. همين طور کتابي به نام زبان قرآن که

مرجع تدريس قرآن در دانشگاه هاست. به عربي هميشه عشق ورزيده ام. زبان عجيبي است و به غايت حساس. يک

فتحه و ضمه اشتباه، يک عدم رعايت حروف قمري و شمسي، کل جمله را عوض مي کند. من ارتباط حسي بسيار

خوبي با عربي دارم و واقعا معتقدم اگر اين ارتباط حسي را با  اين زبان برقرار کني، احتمال اشتباهت در تلفظ به صفر

مي رسد.


 
ديپلم را از چه مدرسه اي گرفتي؟


با معدل 18 و خورده اي از مدرسه امام صادق.


 خب، پس شد عشق به امام، حديث، عربي، درس هايي از قرآن، نوارهاي قصه، روزنامه، مجلات طنز،

ترانه پاپ در خانه دايي و ... چيز ديگري هم هست؟


آره، من دلبستگي عميق به ادبيات محاوره اي قديمي تهران دارم. پدر، مادر، پدربزرگ و مادربزرگ من، تهراني هاي

 اصيل بودند. خانه اي که در خاني آباد داشتيم، از آن مدل خانه هاي قديمي و تيپيک تهران بود. با حوضي در وسط و راه

پله هاي دور حياط و دالان و زيرپله و ... . يکي از همسايه  هاي ما (فرزاد تاکيد دارد بگويد همساده!) پيرزني بود به نام

خجه خانم،  خديجه خانم نه، خجه خانم. در يک اتاق ديگر پيرزني ديگر بود به نام زهرا خانم که کارش آباب کشي بود!

در اين فضا، گوش من پر شد از آوا و کلمات قديمي تهراني. يکي از دوستان منتقد به من ايراد مي گرفت که چرا در

برنامه ام مي گويم طياره. اين تو ياد من مانده که مادربزرگم مي گفت طياره پريد! من ديگر نمي توانم خودم را راضي

کنم بگويم هواپيما. اين طياره است! مثلا تهراني ها به جاي هنوز مي گويند هنو (بدون ز) يا مي گويند سيفيد (سفيد)

 زيرزيمين ( زيرزمين) سيب زيميني (سيب زميني). من به جاي دوازده (با فتح دال) دوست دارم بگويم دوازده (با ضم

دال). اين لهجه قديمي  تهران است. کسي به من زنگ زد و گفت اين شنفتن را از کجا آوردي؟ يعني چي؟ اين خانم

نمي دانست که خود حافظ، شنفتن را با گفتن هم قافيه کرده است. اما استفاده از اين کلمات و اين نوع گويش

 دوستان را عصباني مي کند. اما من تاکيد دارم که از اين زبان استفاده کنم.


  در کودکي ات پدر و مادرت در مورد شکل لباس پوشيدنت محدوديتي برايت ايجاد نمي کردند؟


نه... الحمدالله هيچ وقت پدر و مادرم در اين مسائل قيد و بندي برايم نمي گذاشتند. در حال حاضر هم بهترين مشاور

 من در لباس پوشيدن مادرم هست و من از او راهنمايي مي گيرم.


  پس فرزاد حسني اين گونه شکل گرفت... خب حالا که اين هويت متناقض را ترسيم کرده ايم، فکر نمي کني نحوه

اجراي تو برخي اوقات به اين سو»تفاهمات دامن مي زند و گزک دست کساني مي دهد که تو را به کار

فرمايشي متهم مي کنند؟


مثلا چه کاري؟ آن نويسنده اي که به بهانه نقد اجراي من، از فرم دماغ و ابروي من فکت مي آورد، مگر برايش مهم

است من چگونه و با چه شيوه اي برنامه  اجرا مي کنم؟


  مثلا چرا موقعي که با چهره هاي سياسي شوخي مي کني، چهره ات متبسم است؟ يا چرا در مصاحبه

هايت بيش از حد از کلمات تعارف آميز استفاده مي کني؟


خب، وقتي موقع مزاح نمي خندم، دو تا اتفاق مي افتد; يا شوخي ام گرفته نمي شود يا سو»تفاهم پيش مي آيد که

دارم گستاخي و بي ادبي مي کنم.


دوم آن که من در گفت وگوهايم شغل، جايگاه و همين طور شان فرد مقابل را حفظ مي کنم. مثلا اگر طرفم يک عضو

قوه  مجريه است قاعدتا سوال هايم بر محور «پس چي شد؟» مي گردد، اما وقتي مثلا با هاشمي رفسنجاني

 

مصاحبه مي کنم، تمام تلاشم بر اين است که احترام و شان هاشمي را حفظ کنم. آن هم در عين اين که فضا را مفرح

و شاد نگه دارم.


  و اين داستان فرزاد حسني بود؟


دقيقا. داستان کسي که هنوز از شنيدن خاطره يک شهيد دلش غنج مي رود و از آن سر از شنيدن يک ترانه پاپ خوب

به شوق مي آيد. باور کنيد همين است. هيچ تظاهري هم در کار نيست. من اين جوري ام

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت   توسط هما سعادت  | 

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت   توسط هما سعادت  | 

xxxxxxx

آزمايش اول

« آزمايش حلاليت »

موادموردنياز :  1- يد 2-نفتالين 3- نمك طعام 4- آب 5- الكل

6-تتراكلريدكربن 7- كلروفرم

وسايل موردنياز :  1- لولة‌آزمايش 2-پيپت

شرح آزمايش :

مرحلة اول :  ابتدا 5cc آب ، الكل وتتراكلريدكربن برمي داريم . 0.5 گرم يد رابه اين حلال اضافه مي كنيم .  تابررسي كنيم كه يددركداميك بهتروسريعترحل مي شود .

مشاهده مي شود .

-    درآزمايش يدباآب مشاهده شدكه يددرآب حل نمي شودونتيجه گرفتيم كه چون يديك مادة غيرقطبي است درآب كه قطبي است حل نمي شود .

-    درآزمايش يدباالكل مشاهده شدكه يددرالكل حل مي شودچون هردوغيرقطبي اند .حلال حاصل به رنگ قرمزخوني درمي آيد .

-    درآزمايش يدباتتراكلريدكربن نيزمشاهده شدكه درهم حل مي شوند . چون هردوغيرقطبي اند .  حلال حاصل به رنگ بنفش است .

مرحلة دوم : اضافه كردن نمك به آب ، الكل ، تتراكلريدكربن

-    درآزمايش نمك باآب مشاهده شدكه درهم حل مي شوندچون هردو  قطبي اند .  درضمن به اين دليل است كه پيوندمولكولي آب ازنوع هيدروژني است ونمك تركيبي يوني است .

-     درآزمايش نمك باالكل مشاهده شدكه نمك به مقداركم درالكل حل شدواين به دليل قطبيت ضعيف الكل است .

-    درآزمايش نمك ، تتراكلريدكربن مشاهده شدكه درهم حل نمي شوند چون نمك يك تركيب يوني است حال آنكه تتراكلريدكربن غيرقطبي است.  درضمن جاذبه هاي تتراكلريدكربن ازنوع ضعيف لاندن مي باشد .

مرحلة سوم : اضافه كردن نفتالين به آب الكل تتراكلريدكربن .

-    درآزمايش نفتالين باآب مشاهده شدكه نفتالين درآب حل نمي شودچون نفتالين يك مادة غيرقطبي است .  حال آنكه آب قطبي است .

-     درآزمايش نفتالين باالكل مشاهده شدكه نفتالين درالكل حل نمي شود زيراجاذبه هاي آنهاازيك نوع نيست .  مايع ياحلال بدست آمده زردرنگ است .

-     درآزمايش نفتالين باتتراكلريدكربن مشاهده شدكه درهم حل مي شوند چون كه هردوغيرقطبي اند .

مرحلة چهارم :  اضافه كردن كلروفرم به آب ، الكل ، تتراكلريدكربن

-    درآزمايش كلروفرم باآب مشاهده شدكه كلروفرم درآب حل نمي شود چون كلروفرم قطبيت ضعيفي دارد .

-         درآزمايش كلروفرم باالكل مشاهده شدكه درهم حل مي شوندچون كه هردوغيرقطبي اند .

-     درآزمايش كلروفرم باتتراكلريدمشاهده شدكه درهرهم حل مي شوند چون كه هردوغيرقطبي اند . ( البته كلروفرم %100‌غيرقطبي نيست .  درواقع قطبيت ضعيفي دارد)

 

 

 

حلال           

حل شونده

حلال

يد

نمك طعام

نفتالين

كلروفرم

آب

حل نمي شود

حل مي شود

حل نمي شود

حل نمي شود

الكل

حل مي شود

به مقداركم حل ميشود

به مقدارخيلي كم حل ميشود

حل مي شود

تتراكلريدكربن

حل مي شود

حل نمي شود

حل مي شود

حل مي شود

 

نتيجه گيري :

مولكول هاي كواوالانسي قطبي درآب ياحلال هاي قطبي ديگرحل مي شوند .  كه علت اين حل شدن يكي پيوندهيدروژني است وديگري افزايش ميزان       بي نظمي .

درحقيقت نيروي دوقطبي دوقطبي داتمي برهرماده عامل اصلي جداشدن مولكولهاي كواوالانسي درآب ويادرهمديگراست .  زيراآب مي تواندبا        الكلها ،‌آلدهيدهاوكتونهامجتمع شود .  به طوركلي الكلهاوموادي كه OH دارنددرآب حل مي شوند .

درانحلال Nacl درآب مولكولهاي قطبي آب تدريجاً اطراف مولكول قطبي Nacl قرارمي گيرندتاآنرا به يون هاي  يونيزه كنند .  يونهاي حاصل با تعدادي از مولكولهاي آب پيوند برقرار مي كننديعني هيدراته شدن يونها رخ مي دهد .  به عنوان مثال درانحلال يددرآب علت اينكه يددرآب حل نشد آن ست كه پيوندهاي هيدروژني كه بين مولكول هاي آب برقراراست قوي ترازجاذبه اي است كه ممكن است بين مولكول هاي آب و يدبرقرارباشد .  به عبارت ديگر نيروهاي جاذبة قابل توجهي بين مولكول هاي يدوآب برقرار  نمي شود .  بلكه نيروهاي دافعه به وجودآمده دمادوفازخواهيم داشت
+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت   توسط هما سعادت 

 

مراحل انحلال :

1 تماس : بادرنظرگرفتن نظرية « ذره اي جنبشي » ماده مي توان گفت كه يك لايه ازمولكولها ، اتم هايايون هاي سطح خارجي ماده حل شونده بايك لايه ازمولكولهاي حلال ، مجاورشده ودرنتيجه بين دوفازمادة حل شونده وحلال تماس حاصل مي شود .

2- انحلال : دراين مرحله مولكولها ، اتم هايايون هاي دوماده كه باهم درتماسند هركدام ارتباط خودراباذره هاي همانندشان قطع مي كنند ودرفضاي مجاورسطح تماس ، مخلوطي شامل هردوذره به وجودمي آيد .  هرچه ذره هاي جامدريزترباشندسرعت انحلال بيشتراست زيراريزتربودن ذره هاي جامد سبب از ديادسطح خارجي آنها شده ، مقداربرخوردهاي مؤثربامولكولهاي حلال درواحدسطح بيشترمي شود .

3- پخش :  پراكندگي ذره هاي حل شونده درون حلال تازماني كه بين قسمتهاي مختلف محلول ، تفاوت غلظت وجوددارد همچنان ادامه پيدا مي كند ولي به محض آنكه اين تفاوت غلظت ازبين رفت درحركت انتقالي ذره هاي حل شده تعادل به وجودمي آيد .  يعني درتمام حجم محلول ، ذره هاي ماده حل شونده به طوريكنواخت پخش شده وجابجايي مولكولها مساوي است 

عوامل وفاكتورهاي انحلال :

پديدة انحلال به طبيعت وماهيت حلال وجسم حل شونده بستگي دارد ومهمترين عوامل آن عبارتند از :

بهم زدن : دراثربهم زدن پديده هاي محلول غليظ به اطراف پخش شده ولايه هايي ازحلال رابه جسم جامدنزديك كرده وباعث انحلال آن مي شود .  ممكن است ضمن بهم زدن ، مادة‌حل شونده به ذره هاي كوچكترتبديل شود .

 دما :  ازدياد دماسبب ازدياد جنبش مولكولي وسرعت مولكولهاي حلال شده ودرنتيجه احتمال برخوردمولكول هاي حلال بامادة‌ حل شونده درواحدحجم وزمان بيشترمي شود امابايد توجه داشت كه انحلال گازهاباازدياددماكاهش مي يابد ولي ، لغزش فشارزيادمي شود .

سطح تماس : هرقدرذره هاريزترباشند تعدادذره هاي بيشتري از ماده جامددرواحدزمان موردحمله وهجوم مولكولهاي حلال قرارگرفته وازشكل جامدخارج مي شودوبه صورت محلول درمي آيند .  اصولاً انحلال ازسطح جسم حل شونده شروع مي شود .  پس هرچه جسم ريزترباشدانحلال سريعتروبهترصورت مي گيرد

نگاهي به مراحل توليد سوخت هسته اي
اورانيوم عنصر اصلي فناوري هسته‌اي اورانيوم ماده‌اي است كه به صورت معدني در همه جا يافت مي‌شود كه انجام عمل فرآوري مي‌تواند در نيروگاه‌هاي هسته‌اي به عنوان سوخت براي ايجاد نيرو و حركت راكتورهاي مولد مورد استفاده قرار گيرد.
گرماي توليد شده در راكتورهاي هسته‌اي باعث ايجاد بخار آب و حركت توربين‌هاي مولد توليد الكتريسيته مي‌شود. مساله قابل توجهي در سوخت‌هاي هسته‌اي اين است كه اين سوخت مي‌تواند به طور مجدد به عنوان سوخت مورد استفاده قرار گيرد. فلز اورانيوم به صورت راديو اكتيو در سراسر سطح زمين يافت مي‌شود كه بسيار فراوان است. اين فلز با غلظتي در گرانيت وجود دارد كه
۶۰درصد از كره زمين را شامل مي‌شود. اين فلزبا غلظتي در ته مانده زغال سنگ نيز وجود دارد و راديو اكتيو مربوط به آن از معدن‌هاي ديگري است كه با عمليات راديو اكتيو به وجود آمده‌اند و هنگام استخراج از معدن و آسياب كردن به جا مانده‌اند و غلظت اورانيوم در چند منطقه در كره زمين به حدي است كه استخراج آن از نظر اقتصادي مقرون به صرفه است. * حفاري براي استخراج اورانيوم حفاري براي به دست آوردن اورانيوم معدني به دو صورت حفاري رو زميني و زيرميني صورت مي‌گيرد. حفاري روزميني درمكان‌هايي به كار مي‌رود كه ذخيره معدني دردسترس و سطح زمين قرار دارد. در غيراين صورت حفاري بايد به طور عمقي و زيرزميني صورت گيرد. درحفاري رو زميني عواملي نظير عمق بايد مورد توجه قرار گيرد تا حفره‌هاي ايجاد شده بزرگتر از ذخيره معدني باشد تا مانع ريزش آن شود و بر اين اساس حجم موادي كه از معدن استخراج مي‌شود بسيار زياد است. خرابي‌هاي ناشي از حفاري‌هاي زيرزميني در سطح زمين بسيار كمتر از حفاري روزميني است و ميزان مواد استخراجي نيز كمتر از آن است. براين اساس با توجه به نوع ديوان معدن امنيت و ديگر ملاحظات نوع حفاري مشخص مي‌شود. * آسياب كردن اورانيوم پس ازاستخراج ماده‌معدني اورانيوم بايد درنزديكي محل استخراج امكاناتي براي استقرار محل آسياب كردن در نظر گرفته شود. هر جا كه معدن اورانيوم قرار دارد بايد محلي براي آسياب نيز تعبيه شود. اين عمل اكسيد اورانيوم غليظي توليد مي‌كند كه از آسياب حمل مي‌شود كه به آن كيك زرد مي‌گويند كه حاوي مقدار زيادي اورانيوم است. پس از اين مرحله كيك زرد توليد شده در حل‌كننده اي قوي حل مي‌شود و به صورت محلول در مي‌آيد و اورانيوم ته‌نشين شده و از محلول جدا مي‌شود و پس از خشك شدن و حرارت دادن به صورت اشباع درآمد و در استوانه‌هاي ۲۰۰ليتري بسته‌بندي مي‌شود. پس‌مانده‌هاي داراي مواد راديواكتيو عمري طولاني دارند و غلظت آنها كم خاصيتي سمي دارند. هرچند مقدار كلي عناصر پرتوزا كمتر از سنگ معدن اصلي است و نيمه عمر آنها كوتاه خواهد بود اما اين مواد بايد از محيط زيست دور بمانند. تبديل و تغيير محلول آسياب شده اورانيوم مستقيما قابل استفاده به‌عنوان سوخت در راكتورهاي هسته‌اي نيست. پردازش اضافي به غني‌سازي اورانيوم مربوط است كه براي تمام راكتورها لازم است. اين عمليات اورانيوم را به نوع گازي تبديل مي‌كند و راه به‌دست آوردن آن تبديل كردن به هگزا فلوريد( (UF6) (Hexa Fluorideاست كه در دماي نسبتا پايين گاز است. پس از تبديل اورانيوم به هگزافلوريد براي غني‌سازي مورد استفاده قرار مي‌گيرد. * عمليات مربوط به غني‌سازي اورانيوم به طور طبيعي حاوي دو ايزوتوپ از نوعي اتمي است و ۰/۷درصد از اورانيوم طبيعي، شكاف پذير است كه با شكافته شدن در راكتورهاي هسته اي انرژي توليد مي‌كند و ايزوتوپ اورانيوم شكاف پذير، اورانيوم نوع ۲۳۵است و پس مانده آن اورانيوم ۲۳۸است. برخي از راكتورهاي عادي به اورانيوم ۲۳۵نياز دارند كه البته عمليات غني‌سازي غلظت اورانيوم را بيشتر مي‌كند و بين ۳/۵تا ۵درصد اورانيوم ۲۳۵ با بيرون آوردن ۸درصد از اورانيوم ۲۳۸توليد مي‌كند. باجداسازي گازي‌هگزافلوريداورانيوم دردوجريان اين عمليات‌صورت مي‌پذيرد. يكي به‌اندازه لازم غني‌سازي مي‌شود و اورانيوم غني شده ضعيف نام دارد و و نوع ديگر را اورانيوم ۲۳۵يا پس مانده مي‌گويند. غني‌سازي در مقياس‌هاي بزرگتر نيز وجود دارد كه گاز هگزا فلورايد را به عنوان منبع استفاده كرده و نفوذ گازي و تفكيك گازي و هر دوي آن از خواص فيزيكي مولكولي استفاده مي‌كنند. * توليد استوانه‌هاي سوخت هسته‌اي گلوله‌هاي سراميكي كه به آنها سوخت راكتور مي‌گويند از اورانيوم اكسيد كه در حرارتي در حدود ۱۴۰۰درجه سانتيگراد پخته شده است شكل مي‌گيرند. اين گلوله‌ها در لوله‌هاي فلزي از ميله سوختي پوشانده مي‌شوند كه در مجتمع هاي سوختي براي استفاده در راكتورها آماده هستند. * ايجاد نيروي هسته‌اي در راكتور هسته‌اي اتم‌هاي اورانيوم ۲۳۵شكافته شده و عمليات پردازش انرژي آزاد مي‌كنند كه اين انرژي اغلب براي حرارت دادن آب و تبديل كردن آن به بخار استفاده مي‌شود. بخار توربيني را كه به ژنراتور متصل است به حركت مي‌اندازد و باعث توليد الكتريسيته مي‌شود. مقداري از اورانيوم ۲۳۸در هسته و مركز راكتور به پلوتونيوم تبديل مي شود و اين يك سوم انرژي در يك راكتور هسته‌اي معمولي را حاصل مي‌كند. از يك تن اورانيوم به طور طبيعي ۴۵ميليون كيلو وات ساعت الكتريسيته توليد مي‌شود. توليد اين مقدار انرژي الكتريكي با استفاده از سوخت‌هاي فسيلي ملزم به‌سوزاندن بيش از ۲۰هزار تن زغال سنگ سياه و ۳۰ميليون مترمكعب گاز است. زماني كه سوخت از راكتورخارج مي‌شود ازخود پرتو ساطع مي‌كند كه بيشتر از شكافتن قطعات و حرارت آن است اين سوخت بايد فورا در استخرهاي انبار كه در اطراف راكتور براي كاهش ميزان پرتوزايي آن احداث مي‌شود، تخليه شود. اين سوخت‌ها براي ماه‌ها و يا سال‌ها در اين استخرها نگهداري مي‌شوند. منبع:irna وسايت مركز اموزشي فرزانگان قم

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت   توسط هما سعادت  | 

شیمی

 

کیمیاگری از 300 سال قبل از میلاد تا حدود 1650 میلادی رایج بود. سنت فلسفی یونان باستان و تجارت صنعتگران مصر باستان در شهری که بوسیله اسکندر کبیر در 331 ق.م. بنا شد یعنی اسکندریه مصر ، با هم جمع شدند و حاصل آمیزش آنها ، کیمیاگری بود. کیمیاگران اولیه برای ابداع نظریه‌هایی درباره ماهیت ماده از روشهای مصری برای بکارگیری مواد استفاده می‌کردند.

کیمیاگران باور داشتند که یک فلز می‌تواند با تغییر کیفیات (بویژه رنگ آن) تغییر پذیرد و چنین تغییراتی در طبیعت صورت می‌گیرد. فلزات می‌کوشند تا همچون طلا کامل شوند. همچنین آنها باور داشتند که این گونه تغییرات ممکن است بوسیله مقدار بسیار اندکی از یک عامل استحاله کننده قوی (که بعدا سنگ فیلسوفان نامیده شد) ایجاد شود

.
در سده هفتم میلادی ، مسلمانان مراکز تمدن هلنی (از جمله مصر در 640 میلادی) را تسخیر کردند و کیمیاگری بدست آنها افتاد. در سده‌های دوازدهم و سیزدهم ، کیمیاگری به تدریج به اروپا راه یافت و آثار عربی به لاتین برگردانده شد. کیمیاگری تا سده هفدهم دوام یافت. در این زمان نظریه‌ها و نگرشهای کیمیاگران بتدریج زیر سوال قرار می‌گرفت.

کار رابرت بویل که اثر معروف خود به نام شیمیدان شکاک را در 1661 منتشر کرد، در این باره ارزشمند است. گرچه بویل باور داشت که استحاله فلزات پست به طلا امکان‌پذیر است، ولی او اندیشه کیمیاگری را مورد انتقاد شدید قرار داد. بویل باور داشت که نظریه شیمیایی باید حاصل شواهد تجربی باشد.

 

فلوژیستون

این نظریه از 1650 تا 1790 میلادی رواج داشت. تقریبا در سراسر سده هجدهم ، نظریه فلوژیستون نظریه‌ای ملط در شیمی بود. این نظریه که بعدها معلوم شد نظریه‌ای نادرست است، در صل کار "گئورک ارنست اشتال" بود. فلوژیستون «اصل آتش» ، جز تشکیل دهنده ماده‌ای دانسته می‌شد کهمتحمل سوختن می‌شود. چنین پنداشته می‌شد که یک جسم بر اثر سوختن ، فلوژیستون خود را از دست می‌دهد و به صورت ساده‌تری کاهیده می‌شود. باور این بود که نقش هوا در عمل سوختن ، انتقال فلوژیستون آزاد شده است.

بنا به نظریه فلوژیستون چوب در اثر سوختن به خاکستر و فلوژیستون (که بوسیله هوا جدا می‌شود)تبدیل می‌گردد. طبق نظریه فلوژیستون ، چوب ، ماده مرکبی است که از خاکستر و فلوژیستون ترکیب یافته است. همچنین در مورد عمل تکلیس ، این نظریه عنوان می‌دارد که فلز ، ماده مرکبی است که از یک کالکس و فلوژستیون ترکیب یافته است.


در نظریه فلوژیستون ، ذاتا" مشکلی است که هرگز توضیح کافی درباره آن داده نشد. وقتی چوب می‌سوزد، فرض بر این است که فلوژیستون از دست می‌دهد و نتیجه آن خاکستری است که وزن آن کمتر از قطعه چوب اصلی است. اما در عمل تکلیس ، از دست رفتن فلوژیستون با افزایش وزن همراه است، چون کالکس یا اکسید فلزی ، وزنش بیشتر از فلز اصلی است. طرفداران نظریه فلوژیستون این مشکل را تشخیص داده بودند، لیکن تقریبا در سراسر سده هیجدهم ، اهمیت توزین و اندازه گیری دانسته نشد

 

شیمی آلی

 

شیمی آلی بخشی از دانش شیمی است که بررسی هیدروکربن‌ها می‌‌پردازد. به همین دلیل به آن شیمی ترکیبات کربن نیز گفته می‌شود . پسوند «آلی» یادگار روزهایی است که مواد شیمیایی را بسته به این که از چه منبعی به دست می‌آمدند، به دو دسته معدنی و آلی تقسیم می‌کردند.

مواد معدنی آنهایی بودند که از معادن استخراج می‌شدند و مواد آلی آنهایی که از منابع گیاهی یا حیوانی یعنی از موادی که توسط موجودات زنده تولید می‌شدند، به دست می‌آمدند.

در واقع تا پیرامون سال ۱۸۵۰ بسیاری از شیمیدانان معتقد بودند، که خاستگاه مواد آلی باید موجودات زنده باشند و در نتیجه این مواد را هرگز نمی‌توان از مواد معدنی سنتز نمود.

موادی که از منابع آلی به دست می‌آیند، در یک خصوصیت مشترکند: همه آنها دارای عنصر کربن هستند.

حتی پس از آن که مشخص شد این مواد لزوماً نبایستی از منابع زنده به دست آیند و می‌توان آنها را در آزمایشگاه سنتز کرد، باز هم مناسبت داشت تا نام آلی برای توصیف آنها و موادی همانند آنها حفظ شود. این تقسیم‌بندی بین مواد معدنی و آلی تا به امروز حفظ شده است.

امروزه اگر چه هنوز بسیاری از ترکیبات کربن به آسانی از منابع گیاهی و جانوری بدست می‌آیند، ولیکن بسیاری از آنها نیز سنتز می‌شوند. از ترکیبات گاهی از مواد معدنی مانند کربناتها و سیانیدها سنتز می‌شوند ولی غالباً از سایر مواد آلی تهیه می‌گردند.

دو منبع بزرگ مواد آلی که از آنها مواد آلی ساده تأمین می‌شوند، نفت و ذغال سنگ است. (هر دو اینها از مفهوم قدیمی «آلی» بوده و فراورده تجزیه (کافت) گیاهان و جانوران هستند). این ترکیبات ساده به عنوان مصالح ساختمانی، در ساختن ترکیبات بزرگ‌تر و پیچیده‌تر مصرف می‌شوند.

نفت و زغال سنگ سوختهای فسیلی هستند که در طی هزاران سال بر روی هم انباشته شده وغیر قابل جایگزینی هستند. این مواد بویژه نفت جهت رفع نیازهای انرژی که به طور دایم در حال افزایش است، با سرعت خطرناکی مصرف می‌گردند. امروزه کمتر از ۱۰٪ نفت برای ساختن مواد شیمیایی مصرف می‌شود و قسمت اعظم آن برای تولید انرژی سوزانده می‌شود. خوشبختانه منابع دیگری برای ایجاد نیرو از قبیل منبع خورشیدی، گرمای زمین، باد، امواج، جزر و مد و انرژی هسته‌ای وجود دارد.

اما چگونه می‌توان منبع دیگری به جای مواد آلی پیدا نمود؟ البته در نهایت باید به جایی که سوختهای سنگواره‌ای از آنجا ناشی می‌شوند یعنی توده زیستی برگشت نمود، اما این بار به طور مستقیم و بدون دخالت هزاران سال. توده زیستی قابل تجدید است و چنانچه به طور مناسب مصرف شود، تا زمانی که ما بر روی این سیاره بتوانیم وجود داشته باشیم آن هم باقی می‌ماند. در ضمن می‌گویند که نفت با ارزش‌تر از آن است که سوزانده شود

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت   توسط هما سعادت